السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

391

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

آن‌كه از عوارض ذاتى موضوع سخن به ميان مىآيد ، برهان لِمّى به كار نمىرود ؛ زيرا براى اين موضوع ، عليتى بيرون از او نيست ، تا از او به معلول او منتقل شويم . بيرون از وجود ، عدم است و عدم كه علت وجود نمىتواند باشد . بنابراين در اثبات واجب تعالى كه وجود صرف است از برهان لمّى نمىتوان استفاده كرد . و هم‌چنين در اثبات صفات او ، اعم از صفات ايجابى يا سلبى ؛ زيرا صفات او هم عين ذات او هستند و علتى بيرون از واجب ، آنها را براى واجب به وجود نياورده است ، تا از اثبات علت به اثبات معلول منتقل شويم . قسم دوم برهان ، انِّى است . و اين خود به دو قسم تقسيم مىشود : يكى پى بردن از معلول به علت كه اين نوع از برهان نيز در مسائل فلسفى به كار نمىرود ؛ زيرا افادهء يقين نمىكند . فى المثل از رنگِ پريده كه معلول هست به وجود بيمارى سرطان نمىتوان به نحو قطع منتقل شد ؛ شايد پريدن رنگ ، معلول علتى ديگر باشد . لذا برهانى انِّى از اين قسم ، مفيد يقين نيست . قسم ديگرى از برهان انِّى وجود دارد كه آن ، سلوك و پى بردن از يك ملازم به ملازم ديگر است . اين نوع از برهان انِّى با برهان لِمِّى در افادهء يقين ، شبيه يك‌ديگرند . لذا در جواب اشكال به‌زودى خواهند گفت كه « انّ الدّليل على وجود الحق المبدع انّما يكون بنحو من البيان الشّبيه بالبرهان الِّمِّى » مقصود از عبارت « الشّبيه بالبرهان الِّمِّى » اين است كه برهان انّى از قسم دوم ، شبيه برهان لِمِّى در افادهء يقين هست . فى المثل از امتناع ماهيت بر واجب ، به امتناع امكان بر او سلوك مىشود ، كه اين ره‌پيمودن از يك ملازم به ملازم ديگر است . و اين يقين‌آور است ؛ زيرا وقتى چيزى مطابق دليل ، ماهيت نداشت امكان هم نخواهد داشت ، چون ماهيت و امكان ملازم يك‌ديگرند . « 1 »

--> ( 1 ) . به مقدمهء كتاب و مرحلهء چهارم ، فصل هشتم و مرحلهء يازدهم ، فصل سيزدهم و مرحلهء دوازدهم ، فصل دوم ، دربارهء سلوك از يك ملازم به ملازم ديگر مراجعه شود